شما
منی که از آدما سیر شدم
تو جوونی اینهمه پیر شدم
با یه حرف ساده ی این مردم
اینهمه خسته و دلگیر شدم
غم عالم تو دلم زندونه
ولی شادم و لبم خندونه
چشام از غصه همیشه خیسه
لبم اما هی غزل می خونه
منی که خسته از عالم هستم
بین این آدمکا گم هستم
هیچکی حرفمو نفهمیده و من
سالها هست که غمگین هستم
تا شما رو سر راهم دیدم
از همون دقیقه من خندیدم
توی دنیای پر از ظلم و بدی
من فقط خوبیاشو می دیدم
لبمو به خنده ها وا کردین..
صورت زشتمو زیبا کردین...
واسه ی تموم مشکلات من
راه حل تازه پیدا کردین
همه ی درد منو می دونین
همه چیزو از چشام می خونین
وقتی که حال خرابی دارم
تا حالم خوب بشه بام می مونین
حرفامو فقط شما فهمیدین
با نگاه دل منو می دیدین
اگه احساس کنین غمگینم
وقتتون رو کاملا بم میدین
به شما نمی تونم راست نگم
بهتون هرچی دلم خواست نگم
از تموم چیزهایی که بده
یا که شاید خوب و زیباست نگم
از همه خوبیهاتون ممنونم
قدر این محبتو می دونم
حتی این شعرو دارم این موقع
فقط از عشق شما می خونم
تو جوونی اینهمه پیر شدم
با یه حرف ساده ی این مردم
اینهمه خسته و دلگیر شدم
غم عالم تو دلم زندونه
ولی شادم و لبم خندونه
چشام از غصه همیشه خیسه
لبم اما هی غزل می خونه
منی که خسته از عالم هستم
بین این آدمکا گم هستم
هیچکی حرفمو نفهمیده و من
سالها هست که غمگین هستم
تا شما رو سر راهم دیدم
از همون دقیقه من خندیدم
توی دنیای پر از ظلم و بدی
من فقط خوبیاشو می دیدم
لبمو به خنده ها وا کردین..
صورت زشتمو زیبا کردین...
واسه ی تموم مشکلات من
راه حل تازه پیدا کردین
همه ی درد منو می دونین
همه چیزو از چشام می خونین
وقتی که حال خرابی دارم
تا حالم خوب بشه بام می مونین
حرفامو فقط شما فهمیدین
با نگاه دل منو می دیدین
اگه احساس کنین غمگینم
وقتتون رو کاملا بم میدین
به شما نمی تونم راست نگم
بهتون هرچی دلم خواست نگم
از تموم چیزهایی که بده
یا که شاید خوب و زیباست نگم
از همه خوبیهاتون ممنونم
قدر این محبتو می دونم
حتی این شعرو دارم این موقع
فقط از عشق شما می خونم
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 2:15 توسط Marjan
|