ما فقط باهم

کاشکی بازم بهم بگیم‌
چقد بهم وابسته ایم
از هم خجالت نکشیم
بگیم چقد شکسته ایم
دوست داشتن و نشون بدیم
به خاطره ها جون بدیم
چی شد که هر لحظه ما
از خنده ها خالی شده
لب وا نکردیم که بگیم
ظرف غرور تهی شده
نقش بازی کردیم که بگیم
از همدیگه دل میکنیم
اما چشمها همیشه میگن
داریم به چی زل میزنیم
نقش و نگار دست ما
دور که میشد شکسته بود
کاشکی میشد بچه بشیم
بی پروا حرفارو بگیم
غربت و زود تموم کنیم
آغوش و یکجا بگیریم
برای این فاصله ها
پل قشنگی بسازیم
از هم خجالت نکشیم
بگیم چقد شکسته ایم
خاطره های خوبمون
عکسهای توی آلبوما
همه گواه میدن
به عشق ابدی ما دوتا
کاشکی بازم بهم بگیم
چقد بهم وابسته ایم
از هم خجالت نکشیم
دوست داشتن و نشون بدیم
به خاطره ها جون بدیم

ترانه قصه

نگو‌ حسم همون حسه
دروغ میگی همش قصه
نگو‌من باورت کردم
همه شهر و خبر کردم
که من عاشق شدم عاشق
یه آدم ،یه بت لایق
دروغ پشت دروغ گفتی
ولی من باورت کردم
چقد پشتم میخندیدی
به اینکه ساده و صافم
نگفتی با خودت شاید
زیادی من با احساسم
نگفتی کور شده از عشق
واسه اینه نمی‌بینه
یه ذره با خودت گفتی
شاید عشقه که شیرینه
زمان توی روزات داشتی ولی
واسم نمیزاشتی
حالا برگشتی پیش من
چی داری که بگی اصلا

برو برگرد همون راه و

زمان داشتی واسه بودن
ولی دیر کردی جان من
فراموشت نکرد قلبم
فقط قلبی نموند واسم
زیادی من با احساسم
نگو‌من باورت کردم
همه شهر و خبر کردم
نگو حسم همون حسه
دروغ میگی همش قصه
دیگه حرفی نموند واسم

دیگه نیستم همون آدم

زیادی باورت کردم

اما بازی تموم شد

من........... کنارت بر نمی گردم