تا صداي خسته ات آمد به گوش

سينه ام شد بي قرار و پر خروش

مي زدي فرياد تنها مانده ام

نيست ياري بين اعدا مانده ام

: راست مي گفتي کسي يا رت نبود

هيچ کس ديگر ديگر خريدارت نبود